۳-قبرستان بقيع
لذت مدينه بعد از مسجد النبي و حضور در آن ، حضور در قبرستان بقيع براي زيارت است . هر روز در ورودي به قبرستان را بعد از نماز صبح وبعد از نماز عصر به مدت حداكثر يك سـاعت فقط براي ورودمردان باز مي كنند – ورود زنان به داخل قبرستان ممنوع است - و اين مناسب ترين فرصت است تا ضمن خواندن نماز جماعت صبح و عصر ، توفيق حضور در كنار مزار مطهر ائمه ي بقيع و ديگر بزرگان مدفون در اين قبرستان را داشته باشيم و تمام سعي ما نيز همين بود كه از اين فرصت ها خوب استفاده كنيم .
بعد از حياط مسجد النبي ، محوطه اي باز قرار دارد كه از اين محوطه ، از دو سمت ، پس از عبور از پله ها ، به در ورودي قبرستان و ديوارهاي و پنجره هاي آن مي رسي و از يك درب ورودي وارد قبرستان بقيع مي شوي . در سمت راست ، قبور ائمه ي گرانقدر بقيع وجود دارد و درسمت چپ قبور زنان پيغمبر قرار دارد وطي دو سفر قبلي ، در ساعاتي كه درب ورودي قبرستان بسته بود ، زائران در كنار محوطه ي بالاي پله ها ،به خواندن زيارت نامه مشغول بودند ولي امسال پايين دو سمت پله هاي ورودي درگذاشته و آن را قفل مي كردند و همين مسئله باعث شده بود كه تا ساعات باز شدن قبرستان ازدحام بسيار زيادي پشت اين پله ها براي كساني كه براي زيارت منتظر ايستاده بودند به وجود آيد و ظاهرا هم نمايندگان سازمان حج و زيارت ايران مذاكرات متعددي با مسئولين عربستان براي اين قضيه داشتند و آنها قول هايي هم داده بودند كه به آن عمل نكرده بودند ، چرا كه ما تقريبا آخرين گروه از حجاج ايراني در مدينه بوديم و هيچ تغييري در برنامه ي زيارتي در بقيع به وجود نيامده بود و ما از نزديك شاهد آن بوديم . به علت ممنوعيت ورود خانم ها به داخل قبرستان ، خانم ها معمولا در پشت پنجره هاي بقيع مشغول خواندن زيارت نامه و دعا و نماز مي شوند و عليرغم اينكه بارها و بارها از ايرانيان خواسته شده است كه از خواندن نماز در آنجا خودداري كنند اما باز هم عده اي مشغول خواندن نماز بودند و در كنار پنجره اي كه آنطرفش قبر مطهر ام البنين – مادر گرامي حضرت ابوالفضل – قرار داشت ، ازدحام بيشتري از خانم ها مشاهده مي شد . هنگامـــي كه در ورودي قبرستان باز مي شد بر سر تقريبا هر مجموعه قبري كسي ايستاده و به قول خودشان با زبان عربي و اردو مشغول ارشاد!!! زائرين بودند و مطالب تكراري و هميشگي را پيرامون قبور مانند نوار تكرار مي كردند و زائران را ازايستادن كنار قبرها و خواندن زيارت نامه منع مي كردند ..
ولي بسياري از زائران بي توجه به صحبت آنان مشغول خواندن زيارت نامه و دعا و مرثيه سرايي آرام و اشك ريختن بودند و بيشترين ازدحام و حضور جمعيت زائران ايراني را مي شد در دو نقطه يعني كنار مزار مطهر ائمه ي بقيع و در كنار قبر ام البنين مادر گرامي حضرت ابوالفضل شاهد بود .
در هر نوبت صبح و عصر بدون استثنا ء قبرستان مملوي از جمعيت بود و از راهرو هاي نسبتا باريك آن مردم با فشار و به سختي عبور مي كردند و هر چقدراين حركت به سمت وسط و انتهاي قبرستان ادامه پيدا مي كرد ، از تعداد زائران كم تر و خلوت تر مي شد .
به راستي هم قبرستان بقيع و هم معلا ( ابوطالب ) را مي توان گنجينه اي با ارزش از بزرگان صدر اسلام دانست و بسياري از دفن شدگان در آن ، گوشه اي از تاريخ گوياي اسلامند و با شناخت آنان مي توان تاريخ را دوباره ورق زد و با دقت به خواندن سطر سطر آن نشست و بسياري از چهره هاي تاريخي و تاثير گذار اسلام را در آن ديد ولي متاسفانه با برداشت غلط و استدلال هاي غير منطقي و يك طرفه ي مسئولين حاكم بر عربستان ، اين همه بي احترامي و توهين به آن با هيچ دليل و سندي توجيه پذير و قابل قبول نيست و اين عمل آنها در اصل نوعي توهين آشكار به مقدسات مذهبي مسلمانان چه شيعه و چه سني تلقي مي گردد ، چرا كه در اين دو قبرستان بسياري از بزرگان شيعه و سني مدفونند وافراط و تفريط بعضي از مسلمانان به علت عدم آگاهي و يا تعصب بيش از حد در مورد تبرك دانستن تربت ها و سنگ ها و يا دخيل بستن ها دليلي موجه براي نسبت هاي ناروا دادن به آنها نيست و اين همه احساسات از قلبي پاك توأم از عشق به ائمه و فرزندان آنها صورت مي گيرد .
يك روز كه دلم حسابي هواي زيارت كرده بود پشت درهاي بسته بقيع نشستم و اين سروده يادگار آن لحظات است :
بقيع گر چه خاموش و بي ادعاست
غمش با دل عاشقان آشناست
نهان دارد اندر دلش گنج ها
بقيع قطعه اي از بهشت خداست
روان مي شود اشك از ديده ها
در آن دم كه غربت پذيراي ماست
به دردي كه مهمان جان مي شود
بسوزد اگر سينه آنجا رواست
غباري كه خيزد زخاك بقيع
به چشمان هر مرد و زن توتياست
اگرچه غريب ست در شهر خويش
ولي غرق در نور و شور و صفاست
من و حيرت و پرسشي بي جواب
كجا اين ره و رسم و شرط وفاست
گشا با من اين راز سر بسته را
بگو قبر ام ابيها كجاست ؟

