سکوت
کاشکی سر بگذاریم به دامان سکوت « استاد حشمت الله اسحاقی »
سکوت موضوع جالبی ست که ساعت ها می توان درباره اش حرف زد .سکوت حصاری ست که دور حکمت کشیده اند.
حقیقت واقعی در سکوت نهفته است
سخن گفتن یک احتیاج است ولی گوش دادن یک هنر است.
گاهی سکوت بیش از هر استدلالی به ما کمک می کند
کم دانستن و پرگفتن مانند نداشتن و زیاد خرج کردن است
اگر سخن گفتن نقره باشد ، سکوت کردن طلاست.
این غزل را به دوست خوبم استاد حشمت الله اسحاقی تقدیم می کنم :
می نهم سر زغم عشق به دامان سکوت
تا بگویم غم دل با نم باران سکوت
موج در موج خروش ست درین سینه ی تنگ
جنگ سختی ست میان من و طوفان سکوت
تا رهم از خود و دنیای پر از رنگ و ریا
می نشینم به هم آوایی عرفان سکوت
در هیاهوی شب و خنده و مهتاب و عطش
وه چه زیباست درین معرکه جولان سکوت
خنده زد بر من و شیدایی و تنهایی من
تا که فهمید شدم همدم جانان سکوت
شور صدها غزل از گریه تماشایی بود
چون نشستیم من و دوست در ایوان سکوت .

