دومین مجموعه ی شعرم با عنوان ( نگذارید گل یاس بمیرد ، حیف است ) با مقدمه ای از دوست فاضلم استاد حشمت الله اسحاقی با 43 سروده و در سه دفتر و 70 صفحه و با شمارگان سه هزار نسخه توسط انتشارات لاهیجی در زمستان 1386 به چاپ رسیده است . بازبینی سروده هی این مجموعه را دوست خوبم آقای امید نقوی برعهده داشتند که از لطفشان سپاسگزارم .
این مجموعه شامل سه دفتر می باشد که دفتر اول شامل 7 سروده از از مجموعه ی فصل نور و دفتر دوم شامل 16سروده از مجموعه ی لهجه ی سبز ترنم و دفتر سوم شامل 21نوسروده هاست .
سروده ی (( تمدن)) از دفتر سوم :
پوشانده آیینه ها را گرد و غبار تمدن
گم می شود زندگانی ، در سایه سار تمدن
در عصری از دود و سرعت ، از عاشقی صحبتی نیست
مانده ست بی خویش و تنها ، دل در حصار تمدن
از عشق و از مهربانی ، از همدلی ، همزبانی
شاید نماند نشانی ، در روزگار تمدن
انسان که گم کرده خود را در جاده های مجازی
ره می سپارد به فردا ، با کوله بار تمدن
در عصر اینترنت و چت ، در عصر تکنیک وسرعت
با خنده باید کشیدن ، بر دوش ، دار تمدن
در طرحی از نور و لبخند ، ای کاش می شد برافروخت
فانوسی از عشق و ایمان ، در شام تار تمدن .
یک دوبیتی طنز هم خالی از لطف نیست :
بیا تا عاشقی را پاس داریم
هنوزم تا کمی احساس داریم
هزاران بار اگر دل را شکستند
چه غم !! چون ما دلی زاپاس داریم
+ نوشته شده توسط الف - فرجی در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت
21:27 |

