تبليغاتX
حرف های من

پنج شنبه 27/10/86

 

سلام

 

خیلی کم کاری دارم ، می دونم . دو رباعی  برای عید سعید غدیر داشتم . توفیقی بود در

 

مراسم شب شعر فرهنگسرای بعثت  خوندمشون . هرچند می دونم خیلی از عید غدیر گذشته  

 

ولی باز هم تقدیم می کنم :

 

غدیر

 

در دفتر عشق ماندگارست غدیر

 

اعجاز بزرگ کرد گارست غدیر

 

پایان رسالت رسول الله (ص) است

 

آغاز ولایت بهارست غدیر.

 

علی(ع)

 

تا دل به غدیر خم مولا بستم

 

از جام ولایت علی(ع) سرمستم

 

یک عمر علی(ع) گفته ، امیدم این است

 

تا روز جزا به لطف گیرد دستم

 

 

فردا تاسوعا و روز شنبه عاشوراست . خاطرات سفر کربلا رو تو ذهنم مرور می کردم . آدم

 

این موقع که می شه چقدر دلش برای کربلا و بین الحرمینش تنگ می شه .  یه دوبیتی تقدیم

 

آقا کردم که امیدوارم قبول کنه - چه کند بینوا همین دارد - :  

 

به خونت دشت را سیراب کردی

 

دل آیینه ها را آب کردی

 

حسینم بی گمان با کربلایت

 

تمام عشق را بی تاب کردی

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 14:16 |

جمعه 8/10/1386

 

به یاد آن روز ...

  

   امروز هیجدهم ذی الحجه سال 1425 و نهم  بهمن 1383 ، روزعید

 

سعید غدیر خم است و من توفیق پیدا کرده ام در یک سفر روحانی ،

 

پس از مشعر و عرفات و منا و قربانی و ... در کنار  خانه خدا و محل

 

ولادت مولا علی(ع) – تا شروع نماز ظهر - سفری را در درون خویش

 

از این سوی تاریخ تا آن سوی تاریخ آغاز کنم و صدای آشنای موذن

 

مسجدالحرام مرا از سفری که در درون خویش آغاز کرده ام به خویش

 

برمی گرداند :

 

اشهد ان لا اله ال الله و اشهد ان محمد رسول الله

 

و من تمام عزمم را جزم می کنم تا فریاد بزنم : اشهد ان علی (ع)ولی الله

 

اما...................

 

   واین سروده حاصل دلتنگی آن روز است :     

 

 سرفرازی می کنم از عشق با نام غدیر

 

 مست و دست افشان و پاکوبانم از جام غدیر

 

 با خدا دارد قراری تا بپوشاند علی

 

 جامه ی ایمان و تقوا را بر اندام غدیر

 

 یا محمد (ص) بر تما م مرد و زن ابلاغ کن

 

 تا بماند جاودان اعجاز و پیغام غدیر

 

 ای رسول عشق در حج الوداع آخرت

 

 پهن کن بر دشت ایمان خوان اکرام غدیر

 

 آیتی دیگر بخوان ای رحمت للعالمین

 

 تا فروزان گردد از نور (علیِ) شام غدیر

 

 دین حق باید شود کامل ، رسالت هم تمام

 

 تا کند دین خدا کامل ، دلارام غدیر

 

 می شود روشن چراغ عشق بر دوش نبی

 

 می درخشد چهره ی خورشید بر بام غدیر

 

 مومنان شادند از اسلام و دین مصطفی

 

 کافران مایوس وحیرانند از گام غدیر

 

 (احمد) امشب جان هستی بی قراری می کند

 

 بر لبش ذکر علی دارد در ایام غدیر

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 20:36 |