در شب میلاد با سعادت مولی الموحدین حضرت علی(ع)
این شعر را به تمام عاشقان مولا تقدیم می کنم .
نذر مولا
شب و خلوت و اشک و آه و سکوت
و تنهاترین مرد و چاه و سکوت!
جهانی پر از رمز و رازی شگرف
غمی مانده در بغض ماه و سکوت
شب نخلها آشنا با علی ست
و پیوند شام و پگاه و سکوت
علی چشم بینای هستی ، ولی
به بیداد هستی گواه و سکوت
زمان سازی از فتنهها ساز کرد
پر از تاولی از گناه و سکوت
زِ شمشیرِ جهلش وفا را شکست
و تکرار یک اشتباه و سکوت
زمانی که خم شد به محراب عشق
قد سرو آن تکیهگاه و سکوت
نِیستان دل خون شد از درد، خون!
و ماندیم ما بیپناه و سکوت
چراغ امیدی که خاموش شد
و چشمی که خون شد به راه و سکوت
علی جان دعا کن که لایق شوم
بخوانم تو را گاه گاه و سکوت.
+ نوشته شده توسط الف - فرجی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت
18:32 |

