هیچ نگفت
سوخت از دشنه ی نامرد ولی هیچ نگفت
با دلی خسته و پر درد ولی هیچ نگفت
اشک در دیده نهان کرد به سیمای شما
سرد و آزرده نگه کرد ولی هیچ نگفت
باغبانی که به گل ها همه باران بخشید
از شمایان همه دلسرد ولی هیچ نگفت
بی صدا بغض فروخورده ی خود را بلعید
مثل دلتنگی یک مرد ولی هیچ نگفت
+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 و ساعت
22:49 |

