تبليغاتX
حرف های من
 

باز هم شب لحظه های لعنتی

 

جغدهای بد صدای لعنتی

 

از خیال دوست تنها مانده است

 

روی قلبم رد پای لعنتی

 

تا سحر آتش به جانم می زند

 

این شب بی انتهای لعنتی

 

پشت در استاده و در می زند

 

غم  همین دیر آشنای لعنتی

 

کشتی دل را نمی دانم کجا

 

می برد این ناخدای لعنتی

 

باز هم تکرار سیب و گندم است

 

باز هم آن ماجرای لعنتی

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:57 |
یک دیدار

 

  دیـروز یکشنبه ۴/۲/۸۵توفیقی داشتیم به بهانه دومین همایش ادبی مرکز

 

استـــــــعدادهای درخشان علامه حلی همراه با استاد حشمت الله اسحـــاقی

 

درســــالن اجتماعات مرکز تربیت معلم حکیم فردوسی  خدمت جناب آقای

 

علیرضا قزوه باشیم . ایشان قدری درباره شعر امروز صحبت کردنـــد و 

 

چند شعر هم  خــــــوانــــــدند و به کلی سوال هم پاسخ دادند.قول دادند یک

 

روز در جمــــــــع شـــعرای شـــهریار حضــــور پیدا کنند .شماره ی تلفن

 

همراهش هم ازش گرفتم .

  

   بعد توفیق دیـــدار آقای دکــــتر افشین یـــــــداللهی را در همین همــایش

 

داشتم . اصلا فکر نمی کردم دکتر اعصاب و روان باشد . خیلی بـــاادب و

 

متیــــن و محــــــجوب بود . حسابی به دل نشست .درباره ترانه سرایی از

 

گذشته تا به امروز اطلاعات خوبی ارائه داد . من دربـــــــاره ترانه خیلی

 

سوال در ذهنم بود که تقریبا پاسخ اونها رو گرفتم . یک غزل و یک ترانه

 

هم خواندند . جلسه بسیار خوبــــی بود .

 

در این همایش هم استاد اسحاقی و هم من هرکدام دو غزل خواندیم .    

  

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:35 |