تبليغاتX
حرف های من
 

۱- هر که شد شوریده تر بی خویش تر

 

هرکه عاشق تر یقین دل ریش تر

 

عشق را با درد قسمت می کنند

 

هرکه بامش بیش برفش بیش تر

 

۲- من نیستانی پر از دردم عزیز

 

در میان کوچه شبگردم عزیز

 

من گرفتار توام از من مخواه

 

تا که از این راه برگردم عزیز

 

۳- در جاده ی زندگی مسافر بودم

 

در پیچ و خم زمانه عابر بودم

 

یک سینه نگفته حرف دارم در دل

 

دل خوش به همین شدم که شاعر بودم .

 

۴- مائیم و غمی به وسعت آینه ها

 

افسرده دلی  زغربت آینه ها

 

هرچند به پای دل شکستیم ولی

 

هرگز نشکسته حرمت آینه ها

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:54 |
 

۱- چه دلتنگم من اینجا از شب زخم

 

   به جانم می زند آتش تب زخم

 

   بیا بشنو شنیدن دارد ای دوست

 

   سرود بی قراری از لب زخم

 

۲- غم آدینه ها را دوست دارم

 

   به شوقت من دعا را دوست دارم

 

   میان هر غزل تکرار کردم

 

   شما را من شما را دوست دارم

 

۳- زمین از بوی گل ها بی قرار است

 

   زمان رستخیز روزگار است

 

   غزل می بارد از بام در عشق

 

   عزیزم فصل زیبای بهار است

 

۴- خوشا در دیده ها بارانی از عشق

 

   میان دشت جان طوفانی از عشق

 

   کمی لبخند   قدری مهربانی

 

   دوبیتی سادگی دامانی از عشق

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:50 |
 

عصر عصیان است این عصر کبود

 

عصر مرگی بی صدا عصر رکود

 

عصر اینترنت فضا نو آوری

 

عصر سرعت عصر آهن عصر دود

 

فصل دلتنگی غروبی پر ملال

 

زدگی تکرار در بود و نبود

 

عصر ناهنجاری و افسردگی

 

سر به لاک خویشتن بردن جمود

 

عصر غربت عصر تنهایی سکوت

 

در حضوری بی ترنم بی سرود

 

عصر صدها پرسش اما بی جواب

 

طرحی از دلبستگی بی تار و پود

 

عصر رفتن از کنار یکدگر

 

بی تبسم  خسته   بی گفت و شنود

 

عصر نابودی باورهای سبز

 

عصر قحط خشکسالی مرگ رود

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

درچنین عصری دوباره شاعری

 

باز هم از مهربانی می سرود

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:40 |
   اولین مجموعه کار تاریخی مشترک ما به اتفاق آقای محمد هژبری با

 

عنوان : شهریار سرزمینی ایستاده در رهگذار تاریخ به منظور معرفی

 

اجمالی شهرستان شهریار در پنج بخش به شهر زیردر بهار ۸۵و در

 

۳۰۰۰نسخه و در ۱۱۱صفحه توسط فراز اندیش اندیشه به چاپ رسید .

 

طرح روی جلد این کتاب توسط استاد سید محمد رفیق طراحی شده و

 

عکس های این مجموعه توسط آقای عباس صیادی تهیه گردیده است : 

 

بخش اول : آشنایی و معرفی اجمالی شهرستان شهریار

 

بخش دوم : دیرینه شناسی و سابقه تاریخی

 

بخش سوم : جغرافیای سیاسی و جمعیتی شهرستان

 

بخش چهارم: دین - اقوام- آداب و رسوم

 

بخش پنجم :  شعر و ادب شهرستان :

 

   در این بخش از گذشتگان به معرفی عمادالدین عمادی شهریاری شاعر

 

نامدار قرن ششم هجری و از شعرای معاصر به معرفی مختصر شاعران

 

گرانقدر شهرستان شهریار از جمله زنده یاد زهرا دانشمایه - استاد

 

حشمت الله اسحاقی - امید نقوی و حسین تقوی پرداخته و از هرکدام از

 

این عزیزان یک سروده آورده ام . 

 

     در مجالی دیگر بیشتر به معرفی این کتاب خواهم پرداخت . 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:34 |
 

به مرد همسایه

 

اتل متل یه مرد  که دلش پر درد

 

اشکاشو ما ندیدیم هرچی باشه یه مرد

 

مردی که از خجالت  چند وقت سر بزیره

 

یواش می آد طلبکار سر راهشو نگیره

 

چند وقت که بیکاره خسته و بی قراره

 

دستای پینه بستش زخمی روزگاره

 

وقتی که از سر درد  به روی ما می خنده

 

درهای هر چی غصه ست به روی ما می بنده

 

تو چشم مهربونش غم مثل موج دریاست

 

با همه ی نداری به فکر ما و فرداست

 

امشب کنار سفره باز دور هم نشستیم

 

تا بابامون بخنده قلگا رو شکستیم .

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:25 |
 

نگذارید گل یاس بمیرد حیف است

 

در غزل واژه ی احساس بمیرد حیف است

 

دیده ها خشک شود از غم بی دردی ها

 

عشق در غربت وسواس بمیرد حیف است

 

نگذارید که در دیده ی حیران زمین

 

روی گل شبنم الماس بمیرد حیف است

 

نگذارید در این بغض نفس گیر زمان

 

بوی بابونه و ریواس بمیرد حیف است

 

زیر پاهای تمدن دل ما سنگ شود

 

لاله ی ساده و حساس بمیرد حیف است

 

نگذارید که با دست تبر در دل باغ

 

خنده ها بر لب گیلاس بمیرد حیف است

 

پدرم گفت : چه غم سفره اگر بی نان است

 

مرد در مزرعه بی داس بمیرد حیف است

 

غزلی نغز بگویید به شاباش بهار

 

نگذارید گل یاس بمیرد حیف است

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 21:21 |