تبليغاتX
حرف های من

سیزده رجب میلاد با سعادت مولی الموحدین حضرت علی (ع ) بر ارادتمندان آن حضرت  مبارک باد

به دنیا نگین عدالت علی ست

و نجوای سبز عبادت علی ست

چراغ فروزان صبح غدیر

و آیینه دار رسالت علی ست

امیری خدا جو به قانون عشق

سر آغاز فصل اما مت علی ست

حدیثی به جز عشق از او مپرس

که سرچشمه های صداقت علی ست

ادیب است و دانشوری بی نظیر

خداوند علم و بلاغت علی ست

وفا رد پایی ازو دیده است

و اعجاز لطف و سخاوت علی ست

شبی دیده ام نان و خرما به دوش

کرامت کرامت کرامت علی ست

سکوتش پر از مثنوی های درد

و مشتاق  وصل و شهادت علی ست

بگو  « احمد » این نکته در وصف دوست

که هم ابتدا ، هم نهایت ، علی ست .

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 20:3 |
 

کتاب « دا» خاطرات سیده زهرا حسینی

      خواندن کتاب « دا» را این هفته به پایان بردم . کتاب ، شرح خاطرات سرکار خانم سیده زهرا حسینی ست که  به اهتمام  سیده زهره حسینی به چاپ رسیده است و تاکنون پنجاه و یک بار تجدید چاپ شده است . این کتاب به پیام آور کربلا حضرت زینب کبری سلام الله علیها تقدیم شده و شامل پنج بخش ( چهل فصل ) و ضمائم وعکس ها و فهرست اعلام و هفتصد و هشتاد ونه صفحه می باشد و نویسنده ، کتاب را به پاس سپاس ازفداکاری مادران شهدا ، خصوصا مادر رنج دیده و صبور خود که همه ی عشق و هستی زندگی اش را خالصانه تقدیم پروردگار کرده است «دا» نامگذاری کرده است .این کتاب شرح خاطرات ناگفته ی سی وچهارروزه خرمشهر از زبان سرکارخانم سیده زهرا حسینی است که در زمان جنگ هفده سال بیشتر نداشته است . این کتاب توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است  و خواننده از زبان نویسنده شاهد وقایع بسیار دردناک و ناگفته ای است که در زمان آغاز جنگ تحمیلی بر مردم مقاوم ، صبور و فداکار خرمشهر گذشته است                                            

         به تمام کسانی که مایلند گوشه ای از ایثارگری ها ، مظلومیت ها و تلاش هایی که در هشت سال دفاع مقدس خصوصا در اشغال و آزادسازی خرمشهر را که شاید تاکنون بیان نشده است را شاهد باشند پیشنهاد می کنم این مجموعه ی خاطرات  را حتما مطالعه کنند .این کتاب خاطرات وشرح حال تلاش شیرزنی ست که تمام توان خویش را بکار برده تا دوش به دوش دیگران در تمام صحنه های مورد نیاز جنگ با تمام سختی ها و ناراحتی ها خصوصا در اوایل یورش وحشیانه ی متجاوزین بعثی حضور داشته باشد از جمع آوری اجساد ،  دفن و کفن شهیدان ، تا امدادگری و رزم ... زنی که در هفته ی اول جنگ پدر شهیدش را با دست خود کفن می کند و دریازدهم مهر هم بدن مطهر برادرش را و خود در نبرد رویاروی با دشمن بعثی مجروح می شود  ، اما با تمام دردها و رنج های حاصل از مجروحیت ، علیرغم همه ی اصرارها نمی خواهد دل از خاک مقدس شهرش بردارد ، و تا پایان کتاب شاهد خواهیم بود که لحظه ی لحظه ی زندگی این زن گره خوردگی عجیب اما قشنگی با حوادث جنگ دارد ، کسی که می خواهد فریاد مظلومیت خرمشهر را فریاد بزند و حتی تا اتاق جنگ هم می رود تا فریاد مظلومیت و استقامت آنانی که مردانه و بی هیچ کمکی ایستاده اند و مظلومانه و نجیبانه می جنگند را به گوش آنانی برساند که می خواهند زمین بدهند تا زمان بگیرند .  نوشته با بیان زیبا و بی ریایش ، بی آنکه به دنبا ل لفظ بگردد و اسیر دست واژه ها و کلمات گردد خواننده را قدم به قدم و لحظه به لحظه با خود همراه می کند و اورا با خنده هایش می خنداند و با گریه هایش ، می گریاند و اغراق نکرده ایم اگر این کتاب را بهترین وکامل ترین وجزئی نگارانه ترین کتابی بنامیم که در زمینه ی خاطرات خرمشهر نوشته شده است .

  

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 0:9 |

باران

خوشا در دیده ها بارانی از عشق

میان دشت جان طوفانی از عشق

کمی لبخند ، قدر ی مهربانی

 دوبیتی سادگی ، دامانی از عشق 

شب زخم

چه دلتنگم من اینجا از شب زخم

به جانم می زند آتش تب زخم

بیا بشنو ، شنیدن دارد ای دوست

سرود بی قراری از لب زخم

نجابت

من و دل بی قرار بی قراریم

ز درد عشق عمری در شراریم

بیا در باغ سرسبز نجابت

گلی از مهربانی ها بکاریم . 

آدینه ها

غم آدینه ها را دوست دارم

به شوق تو دعا را دوست دارم

میان هر غزل تکرار کردم

شما را من ، شما را ، دوست دارم .

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 20:2 |

مرهم زخم کبوترا

بیا تا از خودمون رها بشیم

مرهم زخم کبوترا بشیم

روی سجاده ی ساده ی سحر

غرق گفتگوی با خدا باشیم ...

بیا عاشقی رو باورش کنیم

دفتر غصه رو پرپرش کنیم

برای شستشوی غبار دل

چشای خشکیده رو ترش کنیم ...

بیا عاشق گل یاس بشیم

مثل بارون پر احساس بشیم

تا بچینیم علفای هرزه رو

توی دست لحظه ها ، داس بشیم ..

حیفه ما این همه دلتنگ بشیم

برای آینه ها سنگ بشیم

برای عبور از مرز جنون

چرا جا بمونیم و لنگ بشیم ؟!

چرا این همه زهم دور شدیم

مثل مرغ شب پره ، کور شدیم

برای لباس سبز زندگی

مثل وصله های ناجور شدیم ...

اگه این زمونه نامرد شده

سهم عاشقا فقط درد شده

چهره هامون تو حصار غصه ها

مثل برگای خزون زرد شده ...

دیدی که یه عده شرمنده شدن

خدا رو ؟! نه ! خرما رو بنده شدن

برای غارت گله ها ی ما

بدتر از گرگای درنده شدن ...

   مبادا ما مثل مرداب بشیم

   اسیر دست شب و خواب بشیم

   توی شب های سیاه بی فروغ

   می شه تا شبیه مهتاب بشیم ...

دعا کن دوباره بارون بباره

زندگی تو باغچه ها پا بذاره

دستای مهربون یه باغبون

یه تبسم روی لب ها بکاره ...

بیا تا فریب گندم نخوریم

یکه از حرفای مردم نخوریم

غم اگر می آد سراغ  دلامون

مثل کوه از جاهامون جم نخوریم ...

بیا تا شبیه سهراب بشیم

عاشقی روشنی و آب بشیم

تو دیوان قشنگ عاشقی

مست از یک غزل ناب بشیم ...

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 19:29 |

 در عصر یک روز بارانی  با دوستان توفیق دیدار با دکتر شفیعی کدکنی در منزلشان حاصل شد . با لطف ومحبت پذیرایمان شدند . این عکس یادگار این دیدار دلنشین و شیرین است . شرح مختصری از زندگی نامه و آثار و سروده ای از این استاد گرانقدر تقدیم علاقه مندان می کنم :

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر معاصر در سال 1318 در کدکن نیشابور به دنیا آمد. از مهم ترین مجموعه های شعر او می توان به « شبخوانی » ، « از زبان برگ » ، « در کوچه باغ های نیشابور » ، « از بودن و سرودن » ، « مثل درخت در شب باران ، و « بوی جوی مولیان » اشاره کرد. صور خیال در شعر فارسی ، موسیقی شعر و تصحیح و توضیح اسرارالتوحید نمونه هایی  از آثار پژوهشی وی می باشد . سروده های او ساده و روان و به دلیل تسلط بر ادبیات گذشته ی ایران بسیار استوار و محکم است

« پژواک»

به پایان رسیدیم اما
 نکردیم آغاز
 فرو ریخت پرها
نکردیم پرواز
 ببخشای
 ای روشن عشق بر ما
 ببخشای
ببخشای اگر صبح را
به مهمانی کوچه
دعوت نکردیم
ببخشای
 اگر روی پیراهن ما
نشان عبور سحر نیست
ببخشای ما را
 اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر
 خبر نیست
 نسیمی
 گیاه سحرگاه را
 در کمندی فکنده ست و
 تا دشت بیداری اش می کشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم
در آن سوی دیوار بیمیم
ببخشای ای روشن عشق
 بر ما ببخشای
به پایان رسیدیم
 اما
نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها
نکردیم پرواز

 

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 21:1 |
+ نوشته شده توسط الف - فرجی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 20:52 |

    جوانمردی چیست ؟

    «شیخ ما ( شیخ ابوسعید ابوالخیر) روزی در حمام بود، درویشی شیخ را خدمت می کرد و دست بر پشت شیخ می مالید ، و شوخ( چرک ) بر بازوی او جمع می کرد ، چنانکه رسم قایمان ( کیسه کشان ) باشد ، تا آن کس ببیند که او کاری کرده است . پس در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که : «ای شیخ ! جوانمردی چیست ؟ » . شیخ ما حالی  ( بلافاصله ) گفت : «آنکه شوخ مرد به روی مرد نیاوری ». همه مشایخ و ائمه نیشابوری چون این سخن شنودند ، اتفاق کردند که کسی درین معنا بهتر ازین نگفته است .» (۱)

                                                             

    شیخ فریدالدین عطار نیشابوری نیز محتوا ی حکایت یاد شده را با در نظر گرفتن معنا ومفهوم کلمه ی ( شوخ ) اینگونه به شعر درآورده است : (۲)

بوسعید مهنه در حمام بود

قایمش افتاده مردی خام بود

شوخ شیخ آورد تا بازوی او

جمع کرد آن جمله پیش روی او

شیخ را گفتا که ای پاک جهان

تا جوانمردی چه باشد در جهان

شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است

پیش چشم خلق ناآوردن است

این جوابی بود بر بالای او

قایم افتاد آن زمان در پای او

چون به نادانی شیخ اقرار کرد

شیخ خوش شد قایم استغفار کرد

۱- اسرارالتوحبد     

۲- منطق الطیر عطارنیشابوری          

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 20:13 |

این سروده را نذر بی بی فاطمه (س) می کنم .باشد که بر من منت گذاشته و از سر محبت و لطف قبولش کند :

سلام ای بانوی آیینه و آب

تویی آرامش دل های بی تاب

شما دریا و هر کس با شما نیست

ندارد راه دیگر  جز به مرداب

جهان بی تو لال است و کر و کور

زمان بی تو عمری مانده در خواب

شفیع روزهای بی کسی ها

مرا هم لحظه ای از لطف دریاب

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 21:22 |

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 10:46 |

   کتاب «مونوگرافی » یا « تک نگاری » با عنوان « ملارد شهری در خاطرات و یادها » با مشارکت و همکاری دوست فاضل واندیشمندم استاد محمد هژبری به صورت مشترک در بهار 1386 در 3000 نسخه و توسط انتشارات فراز اندیش سبز در 88صفحه و با قیمت 12000ریال به چاپ رسیده است.

طراحی روی جلد که یکی از کشتزارها  و پشت جلد که یکی از باغ های قدیمی ملارد می باشد توسط استاد گرانقدر« سید محمد رفیق » انجام شده است .

این کتاب دارای یک سروده از خودم با عنوان ملارد و سخنی برای آغاز  و پنج بخش به شرح  زیر می باشد :

بخش اول :آشنایی و معرفی اجمالی شهرستان شهریار ( با توجه به اینکه بخش ملارد یکی از بخش های شهرستان شهریار می باشد و درتصمیم گیری های اخیر در جریان تبدیل شدن به یک شهرستان می باشد )

شامل : شهرها و دهستان های بخش ملارد ، موقعیت جغرافیایی و وسعت ملارد ، قدمت تاریخی ، وجه تسمیه ، آب و هوا ، پوشش گیاهی ، اقتصاد ، جمعیت ، محلات ، دین ، اقوام ملارد، میراب ها ، تعلیم وتربیت در گذشته و امروز  ، مدارس اهدایی ، شهیدان فرهنگی

بخش دوم : ملارد در گذشته ، نوشته ها و اسناد موجود

شامل آسیاب ها ، ارباب و رعیتی ، باغ یا حسینی ، ملارد روستایی استثنایی  با شرحی از زندگانی بهاءالدین کهبد ارباب ملارد

بخش سوم : بقاع متبرکه و آثار باستانی و جلوه های طبیعی

قسمت اول شامل : بقاع متبرکه و معرفی امامزاده ابراهیم (ع) با بررسی سیر تاریخی علل آمدن امامزادگان به ایران ، چگونگی پراکندگی امامزادگان در ایران ، شرح هجرت امامزاده ابراهیم (ع) از مدینه به ایران ( از طریق مسیر کوهستان به قصد دیدار آقا امام رضا (ع) )

قسمت دوم شامل معرفی آثار باستانی  تخت رستم رصد خانه ای اعجاب انگیز ، تخت کیکاووس جایگاهی برای برآوردن حاجات ، تپه های حصارک غفاری ، قلعه فرامرز ، جلوه های طبیعی 

بخش چهارم : آیین ها و مراسم

شامل آیین های مذهبی ، مساجد و حسینیه ها ، محرم در ملارد ، مناسبت های مذهبی ، آیین های ملی و سنتی ، جشن نوروز

بخش پنجم : ملارد در هشت سال دفاع مقدس

شامل نقش ملارد در هشت سال دفاع مقدس و اسامی شهدای گرانقدر مدفون در گلزار شهدای ملارد

درصفحات  پایانی کتاب  چهارده عکس از آیین ها و مراسم و نقاط دیدنی ملارد آورده شده است .

 

+ نوشته شده توسط الف - فرجی در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 10:45 |